آيه و ترجمه
|
|
ترجمه :
11 - مرا با تكذيب كنندگان صاحب نعمت واگذار، و آنها را كمى مهلت ده !
12 - كه نزد ما غل و زنجيرها (آتش ) دوزخ است .
13 - و غذائى گلوگير، و عذابى دردناك !
14 - در آن روز كـه زمـيـن و كوهها سخت به لرزه مى افتد، و كوهها (چنان درهم كوبيده مى شود كه ) به شكل توده هائى از شن نرم درمى آيد!
15 - مـا پـيامبرى به سوى شما فرستاديم كه گواه بر شما است ، همان گونه كه به سوى فرعون رسولى فرستاديم .
16 - فـرعـون بـه مـخـالفـت و نـافـرمـانى آن رسول برخاست ، و ما او را شديدا مجازات كرديم .
17 - شما اگر كافر شويد چگونه خود را (از عذاب شديد الهى ) بركنار مى داريد در آن روز كه كودكان را پير مى كند؟
18 - در آن روز آسمان از هم شكافته مى شود، و وعده او تحقق مى يابد.
19 - ايـن هـشـدار و تـذكـرى اسـت و هـر كـس بخواهد راهى به سوى پروردگارش بر مى گزيند.
تفسير:
حساب اين گنهكاران مستكبر را با من واگذار!
در آخرين آيه از آيات پيشين اشاره اى به كارشكنيها و سخنان ناروا و اذيت و آزار دشمنان اسـلام بـود، آيـات مورد بحث آنها را زير رگبارى از تهديدات شديد، دائر به عذابهاى دنـيـا و آخرت از سوى خداوند، قرار داده ، و آنها را دعوت به تجديد نظر در برنامه هاى شوم خود مى كند، و هم به مسلمانان صدر اول در برابر هجوم سخت اين دشمنان دلدارى مى دهد و پايمردى مى بخشد.
نخست مى فرمايد: (مرا با اين تكذيب كنندگان ثروتمند و صاحب نعمت واگذار، و آنها را كمى مهلت ده )! (و ذرنى و المكذبين اولى النعمة و مهلهم قليلا).
يعنى طرف آنها تو نيستى ، منم مجازات و كيفر آنها را به خود من واگذار، و كمى به آنها مهلت ده ، تا هم اتمام حجت گردد، و هم ماهيت خود را آشكار سازند،
و پشت خود را از بار گناه سنگين كنند، آن گاه عذاب من گلوى آنها را خواهد فشرد!
و مـى دانـيـم مدت كمى گذشت كه مسلمانان نيرومند شدند، و ضربات سنگين و شكننده خود را در جنگهاى (بدر) و (حنين ) و (احزاب ) و مانند آن بر پيكر دشمن وارد آوردند، و نيز مدت كمى بيشتر نگذشت كه اين گردنكشان از دنيا رفتند، و گرفتار عذاب الهى در برزخ شدند و عذاب قيامت نيز از آنها چندان دور نيست .
ضـمـنـا تـعـبـير به (اولى النعمة ) (صاحبان نعمت ) اشاره به غرور و غفلت ناشى از فـزونـى مـال و ثـروت و امكانات مادى است كه غالبا دامنگير صاحبان آنها مى شود و به هـمـيـن دليـل در طـول تاريخ انبياء چنانكه قرآن شاهد و گواه است اين دسته هميشه در صف اول مخالفان قرار داشتند.
در حـقـيـقـت اين آيه شبيه آيه 34 سوره سباء است كه مى گويد: و ما ارسلنا فى قرية من نـذيـر الا قـال مـتـرفـوهـا انا بما ارسلتم به كافرون : (ما در هيچ شهر و ديارى انذار كننده اى نفرستاديم ، مگر اينكه مترفين آنها (كسانى كه مست ناز و نعمت بودند) گفتند: ما به آنچه شما به آن فرستاده شده ايد كافريم ).
در حـالى كـه ايـنـگـونه افراد بايد قبل از ديگران دعوت مناديان حق را لبيك گويند، تا شكر اينهمه نعمت الهى را از اين طريق بجا آورند.
سـپـس در ادامـه هـمـيـن تـهـديـد بـه صـورت صـريـحـتـر مـى گـويـد: (نـزد مـا غل و زنجيرها و آتش دوزخ است )! (ان لدينا انكالا و جحيما).
(انـكـال ) جـمـع (نـكـل ) (بـر وزن فـكـر) بـه مـعـنـى زنـجـيرهاى سنگين است ، و در اصل از ماده نكول ، به معنى ضعف و ناتوانى گرفته شده ، و از آنجا كه
زنـجـيـرهائى كه بر دست و پا و گردن مى نهند انسان را از حركت باز مى دارد و ناتوان مـى سـازد، ايـن واژه در مـعـنى زنجير به كار رفته است ، آرى در برابر آزادى بى قيد و شرط و تنعمى كه در اين دنيا داشتند بهره آنها در آنجا اسارت است و آتش !
و بـاز مـى افـزايـد: (و غـذائى گـلو گـير و عذابى دردناك ) (و طعاما ذا غصة و عذابا اليما).
غـذائى بـر عـكـس غـذاهاى چرب و شيرين دنياى آنها كه به راحتى از گلو فرو مى رفت و گـوارا بـود، و زنـدگـى دردنـاك در بـرابـر آسـايـش بى حساب اين مغروران خود خواه و مستكبر در اين جهان .
بـا ايـنكه غذاى خشن و گلو گير خود عذابى است اليم ، بعد از آن عذاب اليم را جداگانه ذكر مى كند، و اين نشان مى دهد ابعاد عذاب اليم آخرت از نظر شدت و عظمت بر هيچكس جز خـدا مـعـلوم نيست ، و لذا در حديثى مى خوانيم كه روزى يكى از مسلمانان اين آيه را تلاوت مـى كـرد، و پـيـامـبـر (صـلى الله عـليـه و آله و سلم ) استماع مى فرمود: ناگهان شخص مزبور صيحه اى زد و مدهوش شد.
و در حـديـث ديـگـرى آمـده اسـت كـه خـود پـيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين آيه را تلاوت مى فرمود و چنين حالى به او دست داد.
چـگـونـه اين غذاى گلوگيرى نباشد؟ در حالى كه در آيه 6 سوره غاشيه مى خوانيم ليس لهم طعام الا من ضريع : (آنها غذائى جز از خارهاى جانگداز ندارند).
و نيز در آيه 43 و 44 سوره دخان مى خوانيم : ان شجرت الزقوم طعام
الاثـيـم : (درخت زقوم (همان گياه تلخ بد بو و بد طعم و تلخ و كشنده ) غذاى گنهكاران است )!
سـپس به شرح روزى مى پردازد كه اين عذابها در آن ظاهر مى شوند، مى فرمايد: (اين در روزى خـواهد بود كه زمين و كوهها سخت به لرزه در مى آيد و چنان كوهها در هم كوبيده مـى شـود كـه بـه شـكـل تـوده هـائى از رمـل و شـن نـرم در مى آيد) (يوم ترجف الارض و الجبال و كانت الجبال كثيبا مهيلا).
(كـثـيـب ) بـه مـعـنـى شـنـهـاى مـتـراكـم اسـت ، و (مـهـيـل ) از مـاده هـيـل (بـر وزن كـيـل ) بـه مـعـنـى ريـخـتـن شـى ء نـرمـى مـانـنـد رمـل و آرد بـر چـيزى است ، و در اينجا منظور شنهاى نرمى است كه هرگز استقرار و ثبات ندارد.
بـنـابـرايـن مـعنى ، كوهها در قيامت آنچنان از هم متلاشى مى شوند كه به صورت شنهاى نرمى در مى آيند كه اگر پا روى آن بگذارند فرو مى رود.
دربـاره سرنوشت كوهها در آستانه قيامت ، قرآن تعبيرات مختلفى دارد كه همگى حكايت از نـابـودى و تـبـديـل آنـهـا بـه خـاكـهـاى نـرم مـى كـنـد (شـرح بـيـشـتـر دربـاره مـراحـل مـخـتـلف نـابـودى كـوهـهـا، و تـعـبـيـرات مـتـفـاوت قـرآن در ايـن زمـيـنـه در ذيل آيه 105 سوره طه آمده است .
سـپـس بـه مـقـايـسـه اى در مـيـان بـعـثـت پـيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مخالفت زورمـنـدان عـرب ، و قيام موسى بن عمران در مقابل فرعونيان پرداخته ، مى فرمايد: (ما پـيـامـبـرى بـه سـوى شـمـا فـرستاديم كه گواه بر شما است ، همانگونه كه به سوى فـرعـون رسـولى فـرستاديم ) (انا ارسلنا اليكم رسولا شاهدا عليكم كما ارسلنا الى فرعون رسولا).
هـدف او، هـدايـت شـما و نظارت بر اعمال شما است ، همانگونه كه هدف موسى بن عمران ، هدايت فرعون و فرعونيان و نظارت بر اعمال آنها بود.
ولى فـرعـون بـه مـخـالفـت بـا آن رسـول ، بـرخـاسـت ، مـا هم او را به مجازات شديدى گرفتار ساختيم (فعصى فرعون الرسول فاخذناه اخذا وبيلا).
نـه لشـكـر عـظـيـم او مـانـع از عـذاب الهـى شـد، و نـه وسـعـت مـمـلكـت و قـدرت حـكـومـت و امـوال و ثـروتـمـنـدانـشـان جـلو ايـن كـار را گـرفـت و سـرانـجـام همگى در امواج خروشان نيل كه به آن مباهات مى كردند غرق شدند شما كه در سطحى بسيار پائينتر از آنها قرار داريد و از نظر عده و عده به مراتب از فرعون و فرعونيان ضعيفتريد درباره خود چه مى انديشيد؟ و چگونه به اين مختصر اموال و نفراتتان مغرور مى شويد؟
(وبـيل ) از ماده (وبل ) در اصل به معنى باران شديد و سنگين است ، و سپس به هر چيز شديد و سنگين اطلاق شده ، مخصوصا در مورد مجازات ، و در آيه مورد بحث نيز اشاره بـه شـدت عذاب است كه گوئى اشخاص را مانند يك باران شديد زير رگبار خود قرار مى دهد.
سـپـس روى سـخن را به كفار زمان پيامبر اسلام كرده ، به آنها چنين هشدار مى دهد: (اگر شما كافر شويد چگونه خود را از عذاب شديد الهى بركنار مى داريد در آن روز كودكان را پـيـر مـى كـنـد)! (فـكـيـف تـتـقـون ان كـفـرتـم يـومـا يجعل الولدان شيبا.
آرى عـذاب آن روز آنـقدر زياد، سنگين ، شديد، هولناك و كمرشكن است كه كودكان را پير مى كند، و اين كنايه از شدت آن است
عذاب آخرت كه سهل است بعضى نقل مى كنند در همين دنيا گاه كه انسان در تنگناهاى فوق العـاده شـديـد قـرار مـى گـيـرد مـحـسـوس است كه در يك لحظه زودگذر موهاى او رو به سفيدى مى رود!
بـه هـر حـال آيـه فـوق اشـاره بـه ايـن اسـت بـه فـرض ايـنـكه شما در اين جهان همچون فرعونيان گرفتار عذاب نابود كننده نشويد، قيامت و عذاب قيامت را چه خواهيد كرد؟!
در آيـه بـعـد تـوصـيف بيشترى درباره آن روز وحشتناك بيان كرده ، مى افزايد: (در آن روز كـرات آسمانى از هم شكافته مى شود، و وعده الهى تحقق مى يابد) (السماء منفطر به كان وعده مفعولا).
بـسيارى از آيات قيامت و (اشراط الساعة ) (حوادثى كه در آستانه پايان جهان و آغاز رسـتـاخـيـز صـورت مـى گـيـرد) حـكـايـت از انـفـجـارهـاى عـظـيـم ، و زلزله هـاى شـديد، و دگـرگـونـيـهاى سريع مى كند كه آيه مورد بحث تنها به گوشه اى از آن اشاره نموده است .
وقتى آسمان و كرات آسمانى با آنهمه عظمت نتوانند در برابر حوادث عظيم آن روز مقاومت كنند از اين انسان ضعيف و ناتوان و آسيب پذير چه كارى ساخته است ؟!.
در پـايـان ايـن بـحـث اشـاره اى بـه تـمـام هـشـدارها و انذارهاى گذشته كرده مى فرمايد: (آنچه گفته شد تذكر و يادآورى است ) (ان هذه تذكرة ).
شـما در انتخاب راه آزاد هستيد، (و هر كس بخواهد هدايت شود و طالب سعادت ابدى باشد راهى به سوى پروردگارش بر مى گزيند) (فمن شاء اتخذ الى ربه سبيلا).
اگـر پـيـمـودن ايـن راه از طـريـق اجـبـار و اكـراه صـورت گـيـرد، نـه افـتخارى است ، نه فـضـيـلتـى ، فـضـيـلت آن است كه انسان با اراده و اختيار خود اين راه را انتخاب كرده ، و بپويد.
خـلاصـه ايـنـكـه خـداونـد راه و چاه را نشان داده ، و ديده بينا، و آفتاب روشنى بخش را در اخـتـيـار گـذارده ، و مـردم را مـخـيـر سـاخـتـه تـا در اطـاعـت فرمانش با اراده و تصميم وارد عمل شوند.
در اينكه جمله (ان هذه تذكرة ) (اينها تذكر و يادآورى است ) اشاره به چيست ؟ احتمالات مـتـعـددى از سوى مفسران داده شده است : گاه گفته اند اشاره به مواعظى است كه در آيات قبل آمد، و گاه گفته شده اشاره به تمام سوره است ، و يا اشاره به تمام قرآن مجيد.
بـعضى نيز گفته اند ممكن است اشاره به دستور نماز و عبادت شبانه باشد كه در آيات نخستين سوره آمده بود و مخاطب در آن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود، اين جمله مـى خـواهـد آن را تـعـمـيـم و گـسـتـرش بـه سـايـر مـسـلمـانـان دهـد، بـنـابـرايـن منظور از (سـبـيـل ) (راه ) در جـمـله بـعـد نـيـز نـمـاز شـب اسـت كـه از جـمـله راهـهاى مهم به سوى پـروردگـار اسـت هـمـانـگونه كه در آيه 26 سوره دهر بعد از دستور عبادت شبانه (و من الليـل فـاسـجـد له و سـبـحه ليلا طويلا) با فاصله مختصرى مى فرمايد ان هذه تذكرة فمن شاء اتخذ الى ربه سبيلا كه عينا همان آيه مورد بحث است
البـتـه ايـن تفسير مناسبى است ولى مناسبتر اين است كه مفهوم آيه گسترده باشد و تمام برنامه هاى انسان ساز اين سوره در بر گيرد چنانكه در بالا اشاره كرديم
نكته :
مراحل چهار گانه عذاب الهى
در آيـات فوق تكذيب كنندگان مغرور و مست نعمت را به چهار عذاب دردناك تهديد مىكند: غل و زنجيرها (انكال)
آتش سوزان جهنم (جحيم )
غذاهاى خشن و گلوگير و مرگبار (و طعاما ذاغصة )
و انواع مجازاتهاى دردناك ديگر كه به فكر انسان نمى گنجد (و عذابا اليما)
ايـن مجازاتها در حقيقت نقطه مقابل وضع آنها در اين زندگى دنيا است از يكسو داشتن آزادى بى حد و مرز
و از سوى ديگر زندگى مرفه ؛
و از سوى سوم غذاهاى گوارا
و از سوى چهارم انواع آسايشها
و چـون هـمـه ايـنها را به قيمت ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و كبر و غرور و غفلت از خدا پيدا كرده اند در قيامت به چنان سرنوشتى گرفتار خواهند شد.
ما را در سایت فضیلت سوره مزمل دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: فاطمه قطبی
بازدید: 274